به طور متعارف وقتی مفاهیم یا تصورات دکارتی مورد اشاره قرار می گیرند مقصود می تواند هم دیدگاه های فلسفی دکارت (مانند عقل گرایی و اصالت ثنویت) باشد و هم دلایل وجود شناختی در تایید نظریه فلسفی او در باب شناخت. در این مقاله هر دو جنبه مورد استفاده قرار گرفته اند تا به کمک شان نشان داده شود که چگونه قلمرو اخلاق را می توان به نحوی افتراقی تعریف کرد- به خصوص با عطف توجه به قلمرو زبان و فعل. مضافا تاکید شده است که چگونه این مفاهیم افتراق یافته در تعهدات اخلاقی ما سهیم اند.