گادامر با طرح هرمنوتیک فلسفی خود تلاش می کند تا نشان دهد فهم انسان همواره ریشه در سنت و پیش داوری ها دارد. سنت که پیوند وثیقی با تاریخمندی انسان دارد، فهم و معرفت را مشروط می کند. از این رو، مرجعیت سنت مانع از آن می شود که فهم به نحوی مطلق و عینی، یعنی فارغ از ذهنیت ها و پیش داوری های فاعل فهم کننده تحقق یابد. اما پرسش اساسی این است که آیا گادامر در فرایند فهم، به موازات پذیرش مرجعیت سنت، جایی را نیز برای آزادی باز می کند؟ آیا آزادی ما این امکان را به ما می دهد که از مرجعیت سنت و پیش داوری هایمان در فهم رها شویم؛ یا اینکه فهم فرایندی است تحمیل کننده که همواره ما را در حصارهای محدود کننده سنت نگاه می دارد؟ مقاله پیش رو کوششی است برای پاسخ به این پرسش از منظر گادامر.