کتاب حاصر، فضای جنگ را بهانه روایت داستان و بازنگری و تحلیل فلسفه هشت سال دفاع مقدس کرده است. قهرمان داستان ایلیا نیز یکی از فرماندهان نظامی مفقودالاثر در دوران اسارات است و سرنوشتی برایش متصور نیستیم. درباره او شایعات زیادی به گوش میرسد و مشخص نیست کدامیک صحت دارد. با این همه او در زمان حیاتش شخصیتی متفاوت و عارف مسلک بوده و نوع تگرشش به دنیا جدای از تعاریف عادی مردم است. این شخصیت آشنازدا و متفاوت با انبوهی از شایعات این داستان بهانه واکاوی جنگ قرار گرفته است. این رمان جدای از اینکه حادثه محور است سعی کرده به موضوعاتی مانند فلسفه شهادت، جبر و اختیار نیز ورود کند و به این مساله توجه نشان دهد که فضای معنوی حاکم بر جبهه تا چه اندازه توانسته پس از جنگ در جامعه تکثیر شود و در نهایت چرا ما اکنون به شب دنیا رسیده ایم.