علائم یایسگی از موضوعات قابل توجه در فقه اسلامی است. در بین فقهاء نسبت به قید ماهیت بودن یا علامت بودن سن و زمان اختلاف وجود دارد. و بین فقهاء اهل سنت در تعیین سن و زمان یایسگی اختلاف شدید وجود دارد و اقوال گوناگونی را مطرح کرده اند ما در این رساله با بررسی روایات و کلمات فقهاء و منابع دسته اول به این نتیجه رسیدیم که سن و زمان قید ماهیت یایسگی است نه علامت آن، همچنین علایم پزشکی را نسبت به احراز یایسگی با توجه به آیات و روایات و کلمات فقهاء معتبر نمی دانیم. چون این علائم پزشکی حداکثر ظن آور است در مقابل این ظن غیر معتبر، ظنون معتبره روایات داریم ، کسانی که سن و زمان را علامت می دانند، عمده دلیل آنها وجودات خارجی است که قبل از سنین پنجاه و شصت سالگی و همچنین بعد از سنین مذکور زمانی یافت شده که بر خلاف روایات سن یایسگی ، در سنین مختلف، یایسه شده اند بنابراین روایات سن یایسگی را در صورت شک و تردید در حصوص، یایسگی، فقط در حد یک علامت دانسته اند. اما با توجه اینکه این دسته از زنانی که بر خلاف روایات سن یایسگی ، یایسه می شوند اولاً شاذ و نادراند، ثانیاً، بخاطر موانع، یایسگی غیر طبیعی برای آنها حاصل می شوند،لذا روایات سن، مانند دیگر احکام اولاً؛ سن یایسگی را به نحو غالبی بیان می کند و ثانیاً؛ روایات، زنان مریض و غیر سالم را شامل نیست بنابراین اغلب زنان، طبق روایات سن یایسگی، در سنین پنجاه و شصت سالگی یایسه می شوند. لذا زنانی که خارج از محدودۀ روایات، یایسه می شوند.، حکم یایسگی را ندارند. امّا زنانی که نسبت به حصوص یایسگی شان شک دارند بیشتر فقهاء با تمسک به اصل استصحاب، عدم یایسگی آنها را احراز نموده اند، با توجه به عدم اتحاد بین قضیه متیقنه و مشکوکه ، جریان اصالة الاحتیاط نسبت به این دسته زنان مشکوک الحال به حق نزدیکتر به نظر می رسد امام نسبت به زنانی که شک در قریشی بودن دارد، با استصحاب عدم ازلی، عدم قریشی بودن آن زن احراز می شود.