وجودشناسی عرفانی به روایت شیخ احمد سرهندی (مجدد الف ثانی)
محسن جنگجو، مجتبی زروانی
در میان صوفیانی که به نقد و بازتعریف مبانی و مفاهیم تصوف پرداختهاند، شیخ احمد سرهندی (971- 1034) از جایگاه ویژهای برخوردار است. او بیآنکه به طعن و رد صوفیان بپردازد، بر این باور بود که ایشان نتوانستهاند مقامات سلوک را تا به انتها سپری کنند و لذا از متوسطان هستند و نه منتهیان. شیخ احمد به مدد علوم کشفی منحصر به فرد خود، که به ادعای وی ورای علوم علما و معارف اولیا بود، تعریفهایی جدید و گاه کاملاً متناقض با مفاهیم نهادینه شدۀ تصوف ارائه داد. گسترش و نفوذ اندیشههای ابن عربی و شاگردانش در میان صوفیان هند و سخنان بدعت آمیز معتقدان به توحید وجودی، سرهندی را بر آن داشت تا به نقد وجودشناسی مکتب ابن عربی بپردازد. او با طرح نظریۀ وحدت شهود به رد نظریۀ وحدت وجود ابن عربی پرداخت و مفاهیم وجودشناختی او را تعریفی دوباره نمود. این مقاله به شرح آرای وجودشناختی سرهندی نظیر توحید شهودی، رابطۀ حق و خلق، و وجود و عدم میپردازد.