ابتلاء یکی از سنتهای لایتغیری الهی است که منظور از آن امتحان خداوند در مورد همه انسانها، در همه زمانهاست، ابتلاء خداوند برای استعلام و یادگیری و ارتفاع جهل و نادانی نیست زیرا او به همه چیز حتی قبل از ایجاد و آفرینش علم دارد، بلکه از آن جهت انسانها را می آزماید تا صفات درونی شان به منصه ظهور برسد و شئون باطنی و لیاقت ذاتی شان از کمال یا نقص؛ سعادت یا شقاوت به مرحله فعلیت درآید تا آنان را بواسطه آنچه انجام می دهند پاداش دهد و یا مجازات کند نه بر اساس علم خود. شرط اصلی ابتلاء اختیار است، بنابر این امتحان تنها در مورد موجود مختار، یعنی انسان قابل تصور است، زیرا اگر انسان را قدرت انتخاب و اختیار نبود که اطاعت کند یا عصیان ورزد، صابر با شد یا نا شکیبایی کند، ایمان آورد یا کافر شود... امتحان و ابتلای او از حکمت بی انتهای پروردگار بدور بود. ابتلاء انسان از سوی خداوند، آثار بسیار مفید و ارزشمندی را در تکامل او دارد، زیرا صفات و سجایای اخلاقی آدمی تنها در معرکه امتحان به نعمتها و نقمتها، خوشیها و سختیها و به طور کلی در فراز و نشیبهای زندگی تکوین می یابند و تکمیل می شوند و لذا خداوند هر کس را بیشتر دوست می دارد بیشتر گرفتار و سخت تر امتحان می کند